میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

درباره بلاگ

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید به روی تساوی عقل وعشق
خطی دگر به قاعده ها ومثال ها
از خود کشید دست وبه خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خطها وخال ها
خطها به هم رسید وبه یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها


فاضل نظری

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ تیر ۹۶، ۲۱:۱۸ - سیّد محمّد جعاوله
    عالیست.
نویسندگان
۲۶ تیر ۹۶ ، ۲۲:۳۶

شهادت امام صادق

نمیدونم

فقط میدونم من هیییییچی از امام هامون نمیدونم

و مایه عذابمه

فقط

تسلیت

۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۳:۰۴

اسم کتابی که..

میخوام کتاب بنیسم به سبک کتاب خون انار گردن پاییز است

اسمشو گذاشتم سرزمین مادری

خط خطی های یک پرنده


🙌🙌🙌🙌به نظرتون در توانم هس؟؟؟؟

۱۷ تیر ۹۶ ، ۱۷:۵۶

سلام

سلااااااااام کسی اینجا هست؟؟


کسی نیست
اهاااااای

۰۵ تیر ۹۶ ، ۰۱:۲۲

درخواست کرده بودین

یه دسته از دوستان جویا ی هویت من بودن

من زهرا ونایی(تو خونه گاهی یگانه صدام میزنن)

متولد 11 دی سال 81

دست به قلمم

دستپختمم خوبه

در جریان بقیش هم هستین دیگهه

۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۰

اینبار آره

نمیدونم چرا یه حال خوشی دارم 

اصن با تمام حس حال هایی که داشتم فرق داره

دنیام رنگی رنگی شده

شاید به قول خواهرم یه وقتایی عین مرغ مریض بشم

ولی این حسو حال نمیذاره مرغ درونم خیلی ابراز وجود کنه

و به اسب درونم داره در سبزه زار دیوانگی هام یورتمه میره

میدونم

میدونم

کاملا عقلمو از دست دادم

۳۰ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۰

ملتمس دعا

تا ماه رمضونه دعام کنید

دعاتون می کنم


۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۷:۰۲

بعضی وقتا

بعضی وقتا میزنه به سرت و یه کارایی می کنی

که خودت یا باورت نمیشه

یا عین چیییییی پشیمون میشی

مثلا ول کردن وبلاگم  تو یه مقطع زمانی که باعث شد کلا مخاطبام عوض شن و تعداد بازدید و نظرات به طرز عجیبی ریزش کنن

الان عین چی پشیمونم

پشیمووووووووووون

۱۷ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۷

عرض تسلیت

تسلیت می گم

اصلا باوم نمیشه

خیلی عجیبه

من خواب بودم

اصلا باورم نمی شد

نمیدونم

فقط خواستم اعلام زنده بودن کنم

۱۷ خرداد ۹۶ ، ۰۶:۲۶

شاید اینجوری


میدانی این روزها دلم چه میخواهد؟!؟!؟!
ماه رمضان باشد
خوابم نبرد
تو باشی
تاکید می کنم
تو باشی
بعد من به تلافی این همه حرف نزده ام
بنشینم و انقدر برایت حرف بزنم که سرت برود
یکهو خوابت ببرد
برای نماز ظهر بیدارت کنم
شاید اینطوری بیشتر خوش گذشت
^ـ^

شماها میدونستید عاشق شدن

گردن درد گرفتن داره؟؟؟

من که نمیدونستم

خب البته معلومه وقتی تا سحر بشینی هی اسم یه نفرو بنویسی

پاک کنی خوش خط تر بنویسی

براش نامه بنویسی

نامه ای که خونده نمیشه

خب تا سحر وقتی کلت اویزون باشه گردنت هم درد می گیره دیگه

:)


صبحتون به خیر