میراث زهرا(س)

.......^_^.........^_-

میراث زهرا(س)

.......^_^.........^_-

درباره بلاگ

تا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است
کارم ز دست رفته و در پا، فتاده است

بی‌اتّفاق صحبت و ،بی‌اختیارِ هجر
مشکل حکایتی است ،که ما را فتاده است

چون شمع، می‌گُدازم و، روشن نمی‌شود
کین خود، چه آتشی است که در ما فتاده است؟

گر افتَدَت هوس، که بپرسی، دل مرا
در زلف خود بجو، که هم آنجا فتاده است

💞 #سلمان_ساوجی💞
@sherbaranast

آخرین نظرات
  • ۲۶ بهمن ۹۵، ۲۰:۴۱ - شایستـ .ه
    نازی ^_^
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۰۶:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    بسیارعالی
  • ۱ بهمن ۹۵، ۱۱:۴۶ - سیّد محمّد جعاوله
    ::::
نویسندگان
۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۰۱

جهان نامرد

انصاف نیست؛ 


دنیا آنقدر کوچک باشد 


که آدم‌های تکراری را روزی هزار بار ببینی

و آنقدر بزرگ باشد 


که نتوانی آن کس را که دلت می‌خواهد

حتی یک بار ببینی...!

۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۱۴

منو وکودک درونم

۱۰ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۱۹

سلام بر سلام بدرالدین

از این سر دنیا به ان سر بهشت
سلام
شاید که نه حتما شما مرا نمیشناسی اما من....
تنهایی بد دردی است وقتی که هیچکس را نداری
اما من اینجا وسط همین زمین
دلم گرم است 
دلم گرم است  به برادری که تلاش می کنم تا شبیهش شوم
دلم گرم است به دعاهای سلام بدر الدین
دلم گرم است 
اینجا جای کوهستانی است امسال برف میبارد
اسم هوا دو نفره است 
اما 
به من تنهایی بیشتر خوش می گذرد
جایی که من باشم 
خدا باشد و آزاد
من از شما هیچ نمی دانم 
اما شما
نمی دانم اصلا این حرف هارا چرا به شما می زنم
اما خیلی تنها شده ام
فقط بگویم 
دلم گرم است به3 جولای 
که صلوات بدهم 
که قرآن بخوانم
شاید به جای تشکر برای هدیه های تولدتان
فاتحه ای برای دلم بخوانید
۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۱۰

مردی به ته ریش نیست

جا داره یادی کنم از همکلاسی عزیزم 

که وقتی من گفتم خواننده فقط حامد زمانی 

جوابشون یک کلمه بود

برو بابا 



آره جا داره یادی کنیم از تمام خواننده هایی که ادعای انتقاد از وضع کنونی جامعه می کردند 

ولی اصلا مهم نبود براشون 

جا داری یادی کنیم از شادمهری که لیاقت زندگی تو ایرانو نداره و ککش هم نگزیده از این مسئله

جا داره یاد کنیم از تمام مردم

جا داره یاد کنیم از تمام آتش نشانان فداکار خدابیامرزشون 

آره جا داره یاد کنیم از رییس جمهور عزیز 

یا به قول پسر عمم دولت راستگویان که خودشون حاضر به حضور در صحنه نشدن 

جا داره یاد کنیم از آقای قالیباف که به سرعت حاضر شدن 

از حرفاشون معلوم که با پیگیری ها مسولانه تمام ماجرا رو کاملا در جریان هستن 

جا داره یاد کنم کلیپ کوتاه و شاید تاثیر گذار آقا حامد زمانی

جا داره تشکر کنیم از اکیپ خنداونه که اومدن و تسلیت گفتن 


طهران ایران مردم شریف تسلیت

۰۱ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۵۰

مسولین توجه تفکر آینده نگری

یه نکته ایم هست که این 84 تا مصدوم از اتش نشان ها از اتش نشانی های مناطق مخلف تهران بودند و متاسفانه تهران در آینده با وجود این حجم از مصدوم اونم از طبقه آتش نشانی

تو مسئله ی کار ها اورژانسی متاسفانه فلج میشه

۲۰ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۹

آه مرگ

اصلا شود بمیری

مرگ 

غلیظ آید

دست مرا ز دستت

آرام نجات یابد

 اصرار های سختت

مرگ مرا سریعتر

هر چه به مرگ نزدیک

اصلا دور دورتر

دستان من ز قیچی 

هر چه سریع 

آه مرگ

۱۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۰

عجیب ؟

مثلا چه میشود صبح یک جمعه بیایی و دستم را بگیری و ببری ...

و وقتی اعتراض کنم بگویی ساکت من برای بردن مال خودم از کسی اجازه نمیگیرم ...

یا چه میشود صبح یک جمعه چشم باز کنم و ببینم کنارم خوابیده ای و نفس های گرمت پیشانی ام را میسوزاند ...

یا مثلا همان غروب جمعه که بود یکدفعه از یه جایی پیدایت شود و انقدر زیر پنجره مان بوق بزنی تا قر قر کنان سمت پنجره بیایم و بگویم این مردم بیمارند و یکدفعه تو را ببینم که امده ای و خشکم بزند ...

یا ظهر یک جمعه وقتی بی حوصله کتابم را ورق میزنم و دزدکی چشم به گوشی میاندازم یکدفعه آن شماره رندت روی صفحه ی گوشی ام برقصد و پیامی بیاید که چقدر دلتنگم ...

یا مثلا عصر یک جمعه که تنهایی به سرم زده است و به خیابان زده ام وقتی برگشتم به خانه با دسته گلی زیر پنجره ام ایستاده باشی ...

یا چه میدانم یک شب جمعه ای چیزی زنگی بزنی و بگویی که مرا یادت است ...

اصلا به جهنم تا نیمه شب جمعه هم صبر میکنم تا آن موقع هم قبول است فقط بیا و خودت را نشان بده بگو که هستی...

نیمه شب که تمام شود خشک میشوم بی روح بی روح ...

صبح شنبه دیگر نیا

صبح شنبه دیر است

صبح شنبه چیزی ازم نمانده است جز چند تکه استخوان که خشک است 

بی روح بی روح ...


مانا پورحسین


۱۵ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۱

مبارکههههههه

مبارک باشه یه سالگی وبلاگم




رفتم موهامو کوتاه کردم


خداشاهده خیلی دلم میخواد این مدلی عکس بذارم  و ادا افسرده ها رو در بیارم


ولی موهامو خرگوشی بستم دارم آهنگ یه روز که آقا خرگوشه  رو میخونم 


۱۲ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۰

سروده

چه کسی بود صدا زد سهراب؟

من بودم 

من

من همان دخترکی که تمان شب تنهایی خود را

می گوید قایقت جا دارد

سهراب:تو نبودی تو مرا قاصد سرو

قاصدی از تاب  درختی تابان 

صدا میزدی

من همانم اما

دیگر آن دخترک چارده بالا بلند مرگ را بلعیده است

من همان پیرزن مبهوت حیاط وخاکستر اتش زده ی دسته گل باغ بهارم 

سهراب:راستی قایق من این همه را جایی نیست کاش قایقی دیگر بود

با تمام وسعتش جای تو را میداشت