میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید به روی تساوی عقل وعشق
خطی دگر به قاعده ها ومثال ها
از خود کشید دست وبه خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خطها وخال ها
خطها به هم رسید وبه یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها


فاضل نظری

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

بعد از دو سال من فاطمه بهشت هاجر(قبرستان)

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۵ ب.ظ

خیلی سخته 

من تو کلاس شیشم یکی از دوستام رو به خاطر سرطان ریه از دست دادم 

از کلاس اول باهاش دوست بودم

خیلی دوستش داشتم 

خیلی مظلوم بود کلی به خاطرش گریه کردم 

پنجشنبه آخر سال94 رفتیم بهشت هاجر برای زیارت اموات داشتیم همینطوری بین قبر ها میگشتیم که اسمشو دیدم

هنوز یه بنر با عکسش روی قبرش بود 

داشت میخندید 

مثه همیشه

چشماش هنوزم عسلی بود 

هنوزم قشنگ و مهربون بود 

حتی از پشت بنر

شالش قرمز بود

مثه این اخرا صورتش رنگ پریده نبود

5 سال از سن واقعیش کوچیکتر نمیزد

یه بار از دستش گریه کردم اومد و کلی ازم عذر خواهی کرد

در صورتی که من لوس بودم و اون کاری نکرده بود

اهل تیکه نبود

با کسی کاری نداشت

از کسی بدش نمیومد

مهربون بود خیلی مهربون

هر کسی که ازش چیزی میخواست نه نمیگفت 

رفت

صبح یک روز معمولی

با حالی مریض و معمولی

رفتم مدرسه طبق معمول

همون پدری که هر روز دخترش رو روی دوشش سوار میکرد 

دخترش رو روی دوشش سوار کرده بود

دوباره همون قرصا و سرما دستش بود 

نزدیک مدرسمون یه تزریقاتی بود

اما بچه هه امروز دیگه گریه نمیکرد

شاید عادت کرده بود

مثه من که عادت کرده بودم فاطمه رو نبینم

معاون پرورشیمون داشت مثه ابر بهار گریه میکرد 

سر صف 

طبق معمول غرغر های مدیر و

معاون پرورشیمون

با چشمای قرمز اومد و گفت امروز خبر دادن که فاطمه مرده

زنگ بعد هنر داشتیم

عاشق رنگ قرمز بود

اون روز با سردرد برگشتم به خونه 

بعد از ظهرش کلاس داشتم 

رفتم کلاس نتوستم اصلا چیزی رو به یاد بیارم نیم ساعت همه درسم رو تحویل دبیر دادم 

رفتم بیرون کنار حوض نشستم

درسا اعلامیش رو تو دستش نگه داشته بود

با اون شال قرمز هنوزم داشت میخندید

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۴
یگانه

نظرات  (۳)

۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۲ بالای آسمان
خدا رحمتش کنه
من براش یه صلوات می فرستم
پاسخ:
ممنون
۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۸:۲۴ سیّد محمّد جعاوله
سپاسگزارم.
۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۱ خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
اشکم در اومد
:(((((((((
خدا بیامرزدش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی