میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

درباره بلاگ

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید به روی تساوی عقل وعشق
خطی دگر به قاعده ها ومثال ها
از خود کشید دست وبه خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خطها وخال ها
خطها به هم رسید وبه یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها


فاضل نظری

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ خرداد ۹۶، ۱۴:۴۰ - nily :)
    :))
نویسندگان
۰۸ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۵

آزااااااد من لب حوض

لب حوض میکاییل نشسته بود

عزراییل داشت حافظ می خواند

فال و حال و یار ومال واصل ونسل وبخت وتخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام

اسرافیل هم داشت آواز میخواند گفتی بدهم کامت و جانت بستانم 

ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

جبرییل فال گرفت 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

مژده اش تاریخ گذشته بود 

ضجه ای ناگه صدا آمد

آزاااااااااااد 

آزااااد

آزاد جان تو را به خدا 

اما آزاد داشت خون می گریید


آزاد تو را به خدا 

ضجه اش قطع شد

شروع کرد به ناله کردن


آزاد 

آزاد...

در باز شد 

دستی به سویش دراز شد

بلند شد 

خم شد و دست بر سر گذاشت 

آزاد خون سرازیر شده چشم هایش را پاک کرد 

با آزاد دو تایی لب حوض نشستد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۸
یگانه

نظرات  (۱)

۰۸ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۸ دایناسور
خیلی جالب بود خیلی


http://daynasor.ir/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی