میراث زهرا(س)

.......^_^.........^_-

میراث زهرا(س)

.......^_^.........^_-

درباره بلاگ

تا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است
کارم ز دست رفته و در پا، فتاده است

بی‌اتّفاق صحبت و ،بی‌اختیارِ هجر
مشکل حکایتی است ،که ما را فتاده است

چون شمع، می‌گُدازم و، روشن نمی‌شود
کین خود، چه آتشی است که در ما فتاده است؟

گر افتَدَت هوس، که بپرسی، دل مرا
در زلف خود بجو، که هم آنجا فتاده است

💞 #سلمان_ساوجی💞
@sherbaranast

آخرین نظرات
  • ۲۶ بهمن ۹۵، ۲۰:۴۱ - شایستـ .ه
    نازی ^_^
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۰۶:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    بسیارعالی
  • ۱ بهمن ۹۵، ۱۱:۴۶ - سیّد محمّد جعاوله
    ::::
نویسندگان
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۳

کوروش با تو ام های کوروش

ﻮﺭﻭﺵ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﺏ 


ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ 


ﺑﺎ ﺗﻮﺃﻡ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﺏ


ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﺮﺍ


ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

ﻣﻠﯿّﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻔﻪ ﺷﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﭘﺸﺖ ﺗﻮ ﺑﻨﻬﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ

ﺍﻧﮕﺎﺭﻓﻘﻂ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﻃﻦ ﺩﻭﺳﺘﻨﺪ!

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻧﮓ ﻋﺮﺏ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ!


ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ ﻗﺪ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ

ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ

ﺷﻬﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺟﺐ ﺑﻪ ﻭﺟﺐ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ،ﺧﻮﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪﺑﺎ ﺭﻣﺰ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺯﻫﺮﺍ جنگیدند

ﺍﻣﺎﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﻭﻃﻦ ﺑﺮﺳﺘﻲ ﻧﻤﺪﻭﻧﻢ ﻛﺠﺎﺑﻮﺩﻥ !ـ


ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﺕ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺟﺎﻥ ,ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭼﮏ ﮐﻨﯽ ﻣﻌﺪﻥ ﺟﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ!


ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

ﻭﻟﯽ ﺩﺭﻋﻤﻞ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﺗﻦ ﻧﻤﯿﺪﻫﻨﺪ!

ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﺍﺯﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻏﺮﺏ ﺧﻂ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ


ﻫﻤﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﻦ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍﻧﻤـﻲ ـــــــــــــﭙﺴﻨﺪﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﻗﺺ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪﻧﺪ!


ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﮐﺮﯾﺴﻤﺲ ﻭ ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﻏﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻋﯿﺪ ﻏﺪﯾﺮ ﻭ ﻣﺒﻌﺚ ﻭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﻌﺒﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﭘﺮﺳﺘﯽ


ﻫﻤﺎﻧﻬﺎﯾﯿﮑﻪ ﻓﺤﺎﺷﯽ ﺭﺍﻫﻨﺮﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ

ﻟﺨﺖ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻣﻈﻬﺮ ﺍﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺟﻮﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺭﯾﺎﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ!


ﺳﺠﺪﻩ ﺑﺮ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﺗﻮﺭﺍ ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺿﺮﯾﺢ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺖ ﭘﺮﺳﺘﯽ!


ﺯﺩﻥ ﻧﺎﺭﻧﺠﮏ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺟﺸﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻫﯿﺌﺎﺕ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺳﻠﺐ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ!


ﻧﺸﺮ ﺟﻤﻼﺗﯽ ﺟﻌﻠﯽ ﻭ ﺑﯽ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻨﺘﺴﺐ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﻋﻠﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!


ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻭ ﻧﯿﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﻟﮕﻮ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ(ﻉ) ﺭﺍ ﻣﺎﯾﻪ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﮔﯽ!


ﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﺮﻣﺎ ﻫﻼﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ!


ﻫﻤﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺑﯿﭽﺎﺭﮔﯽ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﻧﺎﻟﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﺿﺮﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻤﯽ ﺍﺯﺧﺮﺝ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍﻧﯿﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍﺻﺮﻑ ﺁﻧﻬﺎﮐﻨﻨﺪ!


ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ

ﮐﻮﺭﻭﺵ 

ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻭﻃﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ


ﭘﺲ

ﺁﻧﻘﺪﺭﻫﺎﻫﻢ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﺏ !!!

 اصلا هیچ تو بخواب بیخیال نامت هم شو 

فردا ی قیامت بیا یقه ی این ها را بگیر که چرا هر چه خواستند کردند و دم از  آریایی بودن زدند 

پس میخوابی یادت نرود بیایی یقه این ها را بگیری ها

۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۳۹

بازم مدرسمون

امروز به مناسبت دهه فجر مدرسمون یه دبیر بسیجی از یه مدرسه دیگه اورده بودن که از انقلاب گفت 

از اهدافش 

از مردمش

خیلی ها به مخالفت پاشدن و شبهات سیاسی مذهبی رو اون وسط مطرح کردن

و غیر مستقیم توهین کردن و زمانی که قرار بود پاسخشون رو بشنون دیگران با دست وسوت نذاشتن 

حتی دوستام

با نگرانی و ناراحتی نگاه جمعیت کردم 

خلاصه مخالفا که میشدن 151 نفر  با نیشخند و تمسخر رفتن 

ما موافقا که کلا 5 نفر بودیم موندیم 

برای ادامه بحث 

بحث بود که چرا یه بسیجی نمیتونه پاسخ این ها رو بده

و اصطلاح حرف حق تلخه  و جوابی نداره در پاسخ یه بسیجی گفته میشه

منم پاشدم گفتم وقتی که یه اونوری از ماهواره از فضا ی مجازی از در و دیوار داره اطلاعات فرهنگی مطابق رفتارش میگیره در صورتی که صدا وسیما ی جمهوری اسلامی تا همین چند وقت پیش هییییییییچ  تغذیه فرهنگی برای بسیجی ها نداشت 

و الان هم شبکه افق 99% برنامه هاش مذهبیه و از سیاست 1% حرف میزنن  در این صورت 

یه بسیجی چطور میتونه پاسخ بده ؟؟

یکی مثل استاد رایفی میره تحقیق میکنه امکاناتش رو هم داره   جواب دندون شکن میده

اما من بسیجی نباید پاسخ همکلاسی هامو بدم

من داشتم تصمیم میگرفتم مدرسمو ول کنم برم یه مدرسه دیگه  اما یادم افتاد تو مدرسه تیزهوشان حتی اگه اقلیت باشیم باید بمونیم تا علم و مذهب و سیاست رو یکی کنیم 

تا علم رو ندیم به فرانسه 

پس فردا پانشیم بگیم ما دانشمندای علممون از امام خامنه بیشتره (نعوذبالله)

خلاصه مطلب بحث پایان یافت 

اما اون برادر  دبیر بسیجی یه جمله گفت :

الان به این چند نفر نگاه نکنید تعدادشون زیاده  امام زمان با 313 نفر کل دنیا رو فتح میکنه 






۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۲۶

چی شد پس؟؟

اون جهاد عاشورایی عوض شدن عکسایه گوگل

همه چی فراموش شد ؟  

۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۲۹

سلام

پس از مدت ها برگشتم 

سلام

امتحانا  تموم شد و ما هم پس از خودسازی برگشتیم

امروز به مناسبت دهه فجر رفتیم یه برنامه  که هییییییییییییییییچ  ربطی به دهه فجر نداشت

هییییچ ربطی 

اهنگ خوندن مسخره بازی در آوردن

و بچه ها ی مدرسمون که دیگه شورشو در آورده بودن که اینجاست که نویسنده میگه آدم رو برق بگیره ولی جو نگیره

من جای تک تکشون خجالت کشیدم 

تو این یه مدت حالم بد بود خیلی بد

 دوتا دوست خیلی وقت پیشم(4سالگی)  هم کلاسیم شدن

ما تو چهار سالگی با هم چادر پوشیدیم با هم چادری شدیم و توی جشنی که توی کلاس قران داشتیم با هم قرار گذاشتیم که

ما دخترا زهرایی بمونیم و بقیه بچه ها ی کلاس حیدری از اون بقیه خبر ندارم اما فقط  اونا اصلا اون طوری که قبلا بودن نیودن دیگه اونطوری نبودن

اینا بماند برنامه اصن افتضاح بود

اگه میدونستم چطوریه شاید نمیرفتم

 اخر برنامه اونایی که اسمشون زهرا بود رو گفتن که بیان رو سن و جایزه بگیرن(که چی بشه اش رو نمیدونم)

اولین نفر که رفت دیدم مجری بعد کلی شوخی کردن باهاش و رسما کنار بقیه زهرا ها وایسادن یه دونه کارت عکس آتلیه 50درصد تخفیف میده نرفتم و البته فقط زهرا بودن 

زهرایی نبودن  

مقنعه هاشون که کاربرد شال گردن داشت 

پیش خودم گفتم تو جایی که به مناسبت دهه فجر کلی آهنگ و چیزای غیر مرتبط ومزخرف میگن و تشویق ها به خاطر زهرا بودنه نه زهرایی بودن  اونجا قلب فاجعه است

اما این جشن با تمام بیخودی و مزخرفیش یه جاش واقعا خوب بود

وقتی که زهرا ها رو صدا کردن دختر یکی از دبیرا که اسمش زهرا بود و 5یا 4 سالش بود هم رفت بالا

مجریه بهش گفت شعر میخونی ؟؟ اونم شروع کرد و خوند


باتزی ادامه داره هر چند صحنه تنها

درگیر ها و هوی کوچ یه مشت بردست

امروز میشه فهمید از خنده ها ی دشمن دستایی پشت پردن

سرباز های رهبر موندن

اینجا مجری میکروفون رو ازش گرفت 

اما اون زهرا ناراحت نشد لبخند زد و با تشویق 7 یا 8 نفر اومد پایین


۲۰ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۶

ان شاءالله که جور بشه

گویا داره جور میشه عید بریم کربلا

البته هنوز قطعی نیست

دعا کنید جور بشه بریم 

همه با هم یک صدا بخونیم

ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !

“جمعی از دانشجویان مشروط خُل و چِل


قابل توجه اونایی که سر کلاس میگفتن کوووو تا آخر ترم :

الان رسیدیم به همون “کوووو” ، پیاده بشید و از مناظر لدت ببرید !!!


دقت کردین آدم وقتی همه سوالای امتحانو بلده یه احساس دستپاچگی و هول شدن بهش دست میده ؟ اصن دستخط آدم از نستعلیق به میخی سومری تغییر حالت میده !

آدم دوست داره مثل قارچ خور از روی سوالا بپره و سریع پاسخنامه رو ببره بکوبه تو صورت مراقب !

حالا هیبت نفر اول بلند شدن و برگه رو تحویل دادن بماند …

.

دقت کردین توی بعضی از سوالای ریاضی دیگه پیدا کردن جواب صحیح ملاک نیست و آدم فقط دوست داره یه چیز به دست بیاره و پیش خودش بگه : اینم که درست جواب دادم ؟؟؟


من نمیدونم این اسایتد چشونه ؟!؟! خب عزیز من شما که داری ۹٫۵ میدی خب بده ۱۹٫۵ !!! که چی مثلا ؟ یه ۱ مگه چقدر جوهر مصرف میکنه ؟ اصلا بیا پول جوهرشو خودم میدم ؟

فکر کنم به خاطر قیمت دلار باشه یا اینکه واردات جوهر ممنوع شده !!!


دقت کردین که بعضی امتحانارو با اعتماد به نفس و سینه ستبر میرین برای نمره ۲۰ ولی وقتی سوالارو میخونین چک میکنین که تا ۱۰ میتونین بنویسین یا نه ؟؟؟


دانشجویان گرامی به لحظات ملکوتی “غلط کردم از ترم بعد میخونم” نزدیک میشویم !


واقعا دقت کردین ؟؟؟

لدتی که در پیچوندن دروس و افتادن با فراغ بال و طیب خاطر هست در حضور ۱۰۰% توی کلاس و پر کردن ۸برگ پشت و رو سر جلسه امتحان و ۲۰ شدن نیست ؟


دقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست ؟ ولی اگر بیشتر دقت کنی میفهمی که کتابای دانشگاه عکس که نداره هیچ تازه فونتشم ریزتره !


واقعا آدم وقتی امتحاناش تموم میشه احساس میکنه دوباره متولد شده !

من که همچین احساسی دارم شما رو نمیدونم ؟!

.

قدرت خدارو ببین !

اگه توی اینترنت باشی توانایی اینو داری که بدون احساس خواب آلودگی تا صبح بیدار باشی ، حالا کافیه ساعت ۱۰صبح از خواب بیدار شی ساعت ۱۱ کتاب بگیری دستت ، چنان پلکات سنگین میشه که انگار ۲ شبانه روزه نخوابیدی 

.

دانشجویان به صورت تخصصی به پنج دسته تقسیم میشن :

۱ – اونایی که جزوه مینویسن تا اون رو بخونن و نمره ی خوب بگیرن !

۲ – اونایی که جزوه مینویسن به امید اینکه یکی بیاد ازشون جزوه بگیره !

۳ – اونایی که جزوه نمینویسن به امید اینکه برن از یکی جزوه بگیرن !

۴ – اونایی که اومدن سر کلاس ولی حوصله ی هیچکدوم از این کارارو ندارن !

۵ – اونایی که کلا به کلاس اعتقادی ندارن و کلاس رو در اول شکل گیریش پیچوندن !


بعضیا آبرو هرچی دانشجووئه بردن

نه مشروط میشن ، نه درسی رو می افتن ، حتی حذف هم نمیکنن

واقعا خجالت داره …



بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود

هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !



با تمام بدیهاش این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره: اونم اینکه آدم با رشته ی تحصیلیش یکم آشنا میشه ! :D

.

توهمی که هیچوقت عملی نشد :

امروز از اینجا تا اینجا میخونم فردا بقیشو . . .

و دیگر هیچ !


.

.

درس خواندن چیست؟


بهترین قرص خواب آور و آرامش بخش که با خواندن یک خط کاملا گیج شده و به خوابی عمیق فرو می روید . . . !

.

.

.

.

بابام این ترم میگه یکمم درس بخونی بد نیستا !

گفتم تو درس می‌ بینی و من پیچشِ درس . . .

یه ربع سرشو تکون داد و رفت


.

واقعاً این استادا از کجا می فهمن ما کجا رو بلد نیستیم همون رو سوال می دن ؟ :|

.

ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ !

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ! ﻧﻪ !

ﯾﻪ ﺩﻩ ؛ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ ! :|

.


خیلی بهم برمیخوره وقتی دارم درس می‌ خونم از خواب بیدارم کنن :|

.


دقت کردین آدم وقتی همه سوالای امتحانو بلده یه احساس دستپاچگی و هول شدن بهش دست میده !؟

اصن دستخط آدم از نستعلیق به میخی سومری تغییر حالت میده !

آدم دوست داره مثل قارچ خور از روی سوالا بپره و سریع پاسخنامه رو ببره بکوبه تو صورت مراقب !

حالا هیبت نفر اول بلند شدن و برگه رو تحویل دادن بماند . . .


شنبه هم تموم شد و یادی کنیم از عزیزانی که باز هم نتونستن از این شنبه درس رو شروع کنن

روحشون شاد و یادشون گرامی :lol:


.

دقتی که بعضی از اساتید در تصحیح اوراق امتحانی به خرج میدن ، فوق دکترای مغز و اعصاب توی عمل جراحی ضایعه مغزی مادرزادی به خرج نمیده !


همین الان حس درس خوندن بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم ضایع شد بیچاره !

فک کنم دیگه هیچوقت بهم دست نده ، خیلی ناراحت شد !


سر امتحان استاد ها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم !

در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !


واقعا آدم وقتی امتحاناش تموم میشه احساس میکنه دوباره متولد شده !

من که همچین احساسی دارم شما رو نمیدونم ؟!


۱۶ دی ۹۴ ، ۱۹:۵۰

میان تمام رنگ ها

میان تمام رنگ ها رنگی را انتخاب کرده ام که بالاتر از آن نیست

رنگ پرده کعبه

آی آدمها به رنگارنگی روز نگاه کنید صداقت در کارش نیست  

شب است که یکرنگی را انتخاب کرده  

سیاه خیلی وقت ها رنگ پلیدی است اما

چادرت از همه ی پلیدی ها تو را محفوظ میدارد


با همین پاکی چادر که تو بر سر داری

میتوانی غم مهدی ز دلش برداری

چادرت رو سرت هست و

تو سنگر داری 

مثل یک درگرانی بین دستان   صدف  راست میگویند   عرب ها  چادرتو   (جا  در)  است

۱۶ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۳

این منم

این منم 

یک دختر چادری

نه پاهایم ده سانت بالاتر از زمین است

نه روسری ام بالاتر از سرم

میدانم تنگ تر پوشیدن آدم را والا تر نمیکند

کالا تر میکند

درسته که همه ی آقایون نمیتونن لباس پیامبرو بپوشن اما همه ی خانوما میتونن لباس حضرت زهرا رو بپوشن

سلام

من یگانه زهرا هستم

این وبلاگ رو ساختم برای اینکه حرفا ی دلمو بگم 

میخوام که درباره ی عقایدم حرف بزنم

از همه چیز