میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

میراث زهرا

خط خطی های یک نویسنده ی نویسنده

درباره بلاگ

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید به روی تساوی عقل وعشق
خطی دگر به قاعده ها ومثال ها
از خود کشید دست وبه خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خطها وخال ها
خطها به هم رسید وبه یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها


فاضل نظری

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ خرداد ۹۶، ۱۴:۴۰ - nily :)
    :))
نویسندگان

۱۴ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۱۶

اسمم

من در دوگانگی

تاریک غمگین

آه ای یگانه زهرای خاطراتم 

تنها غنگین و دوگانه

۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۲:۳۲

استامینوفن

درمان نداره درد من 

انتظار درمان ندارم

دنبال یه جا هستم که خالی شم

زار بزنم زار

مثه یه زخم چرکیه 

اول چرکش خالی باید شه بعد بخیه 

منم که بی توجه به چرک و درد وسوزش دستم

دارم با یه سری استامینوفن بازی میکنم


۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۱

خداحافظ فرمانده

حلب آزاد شد

با تقدیم یه عالمه شهید 

یاد جهاد 

یاد شهید احمد محمد مشلب 

یاد سردار همدانی

یاد شهید صدرزاده



یاد شهید محمود رضا بیضایی افتادم

یاد فرمانده افتادم


سردار محمد ناظری



به قول اون دوبلوره آقا ژرژ پطرسیان فرمانده خواست آخر مستندش قشنگ و متفاوت تموم شه



فرمانده ! به نمایندگی از همه ی مردم ایران دارم میگم



بدون شک متفاوت ترین و بهترین پایان مال مستند شما بود 

بهترین پایان ماجرا پایان مستند مسابقه فرمانده بود



به قول خودتون درود خدا بر ارواح پاک شهدای مدافع حرم 

یاد اون دو نفر همراهتون افتادم

روز تشییعتون کمرشون خورد شده بود 

فکر کنم حالا دیگه اون حال رو ندارن



به قول فرمانده :درود خدا بر ارواح پاک و طیبه ی شهدا مدافع حرم

خیلی سخته 

من تو کلاس شیشم یکی از دوستام رو به خاطر سرطان ریه از دست دادم 

از کلاس اول باهاش دوست بودم

خیلی دوستش داشتم 

خیلی مظلوم بود کلی به خاطرش گریه کردم 

پنجشنبه آخر سال94 رفتیم بهشت هاجر برای زیارت اموات داشتیم همینطوری بین قبر ها میگشتیم که اسمشو دیدم

هنوز یه بنر با عکسش روی قبرش بود 

داشت میخندید 

مثه همیشه

چشماش هنوزم عسلی بود 

هنوزم قشنگ و مهربون بود 

حتی از پشت بنر

شالش قرمز بود

مثه این اخرا صورتش رنگ پریده نبود

5 سال از سن واقعیش کوچیکتر نمیزد

یه بار از دستش گریه کردم اومد و کلی ازم عذر خواهی کرد

در صورتی که من لوس بودم و اون کاری نکرده بود

اهل تیکه نبود

با کسی کاری نداشت

از کسی بدش نمیومد

مهربون بود خیلی مهربون

هر کسی که ازش چیزی میخواست نه نمیگفت 

رفت

صبح یک روز معمولی

با حالی مریض و معمولی

رفتم مدرسه طبق معمول

همون پدری که هر روز دخترش رو روی دوشش سوار میکرد 

دخترش رو روی دوشش سوار کرده بود

دوباره همون قرصا و سرما دستش بود 

نزدیک مدرسمون یه تزریقاتی بود

اما بچه هه امروز دیگه گریه نمیکرد

شاید عادت کرده بود

مثه من که عادت کرده بودم فاطمه رو نبینم

معاون پرورشیمون داشت مثه ابر بهار گریه میکرد 

سر صف 

طبق معمول غرغر های مدیر و

معاون پرورشیمون

با چشمای قرمز اومد و گفت امروز خبر دادن که فاطمه مرده

زنگ بعد هنر داشتیم

عاشق رنگ قرمز بود

اون روز با سردرد برگشتم به خونه 

بعد از ظهرش کلاس داشتم 

رفتم کلاس نتوستم اصلا چیزی رو به یاد بیارم نیم ساعت همه درسم رو تحویل دبیر دادم 

رفتم بیرون کنار حوض نشستم

درسا اعلامیش رو تو دستش نگه داشته بود

با اون شال قرمز هنوزم داشت میخندید

گاه می پرسند از من، عاشقش هستم هنوز؟ 

بی تفاوت بودنم را گریه می ریزد به هم 


#فرامرز_عرب_عامری

۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۳

مطلب


۶

جمکران آه جمکران
آه جمکران
خیلی دلم تنگه برا اون لحظه ای که رو به رو ی گنبد فیروزه ایت وایسادم و مثه قصه ها مثه فیلما بادم یویومد و چادرم تو باد تکون میخورد 
ابرا داشتند میرفتند خورشید پشت گنبدت بود مثه خورشید گرفتگی
یادش بخیر 
یادش بخیر که فرداش سیزده بدر انقد اوضاع روحیم وخیم بود که سیزده بدر کوفتم شد واخرش گریه افتادم 
یادش بخیر

 آخرش خیلی بد تموم شد فرداش داداشم رفت دانشگاه و تا سه ماه بعد ندیدمش و ماه بعدش خواهرم رفت دانشگاه و شبا ساعت ۸ شب میدیدمش
خواهم کوچیک بود ومامانم کلا سرش به اون گرم بود بابام هم که کلا توجهش به خواهر کوچیکم بود 
بدترین زمان عمرم بود فرداش

تازه فرداش یه هفته بعدش هم عمم اینا که دخترش دختر عمم تنها دوست و یار من بود یه هفته بعدش نه یه ماه بعدش رفتن همدان واسه همیشه
خیلی دردناکه 
یهویی خییییلی تنها شدم خیلی

من از اون موقع تبدیل شدم به یه آدم عصبی
به ظاهر بییال
استرسی
تنها 
سنگدل

۱۸ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۵

ای خاعک

دستنوشته است دیگر
ای خاک بر سرش

۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۹:۱۰

نمیشه

میشه بزنی تو سرت و بزنی تو سرش و بزنی تو دهنش 

نیشه شاهرگش رو بزنی 

بزنی تو گوشش بهش پوز خند بزنی

میشه تو درونت بکشیش وتبدیلش کنی به یه مجسمه متحرک 

آره میشه اون حس رو کشت ویه مجسه ازش ساخت که یه روح تو قالب اون مجسه بره و بیاد

عاشق مجسمه که نمیشه شد میشه؟؟

۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۸

من هم

منم خسته میشدم

منم دلم تنگ میشد

منم وابسته خاطراتم بودم 

منم نمیتونستم ازآدمایی بگذرم که بهم بدی کردن

خاطراتم 

خاطراتم 

خاطراتم 

اما الان دیگه هیچکدومشون مال من نیست

و دیگه این یگانه زهرا اون یگانه زهرا ی وابسته ی احساساتی نیست 

دیگه رو هر حس مزخرفی اسم احساس نمیذاره

دیگه خواب نمی بینه

دیگه هی نمیگه میخوام همه چیو فراموش کنم و باز فردا هی حرفای لوس و بیمزه بزنه 

اینجا دیگه جای یه تیکه گوشت که هی بتپه و وابسته شه 

قلب جای اون یه تیکه گوشت 

عشق برترین حس آدمه

با این وابستگی های الکی اسمشو کثیف نکنیم 


این کار رو دیگه نکنیم



متولدین فروردین ماه : دختر یا پسر فرقی نمی کند، شما باید بدانید چون در ماه اول سال به دنیا آمده اید و کنکور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار می شود، روز امتحان دیر از خواب بیدار می شوید، بعد در ترافیک گیر می کنید واحتمالاً از کوچه که رد می شوید زنی با یک سطل آب کف از شما استقبال خواهد کرد (به عبارتی بدرقه) از تمام این مخاطرات که بگذرید، جلوی حوزه امتحانی متوجه گم شدن کارت ورود به جلسه تان می شوید بنابراین توصیه می شود بیخود دنبال دردسر نروید و از هرگونه تلاشی برای رسیدن به مقاطع بالاتر دانشگاهی خودداری کنید!

متولدین اردیبهشت ماه : اول، قدم نورسیده را به مامان و بابا تبریک می گوییم. تو اگر دختر باشی، اسمت یا نیره است یا حکمیه و اگر پسر باشی اسمت یا هوخشتره است یا آریوبرزن (البته گوسفندان اسمهای دیگری هم دارند)، متولدین این ماه خیلی    بی جنبه اند، آخر لزومی ندارد به بقالی سر کوچه تان پز بدهی که بعد از یازده سال فوق قبول شده ای، خبر قبولی را احتمالاً در مراسم خاکسپاری یکی از بستگان می شنوی و چنان قهقهه ای میزنی که گورکن با بیل و صاحب عزا با دسته بیل به دنبالتان خواهند دوید.

متولدین خردادماه : همانطور که از اسم ماه تولدتان پیداست، دچار درس خواندن افراطی از نوع طالبانی می باشید (همان خرخوان خودمان) دخترهای خردادی یک روز قبل از کنکور ارشد برایشان خواستگاری پیدا می شود (آنهم کچل پلاک لیزری نمره قبرس)، پس بهتر است که دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهای خردادی بدهند (که برای پنجمین بار امتحان می دهند).

 

متولدین تیرماه : یک خبر خوش به شما خواهد رسید. لطفاً جنبه داشته باشید، هیچ ربطی به کنکور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهی تا امتحان باقی مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاییدن گاو پدربزرگتان می باشد یا تصویب طرح افزایش وامهای دانشجویی. فعلاً بهتر است بی خیال فوق شوید. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شرکت کنید. مطمئن باشید قبول می شوید.

متولدین مردادماه : داوطلب گرامی ستاره بخت شما در دسترس نمی باشد. لطفاً جهت اطلاع بیشتر با دفتر نشریه ، بخش طالع بینی و فالگیری، تماس بگیرید.


متولدین شهریورماه : اشتباه نکنیم باید رشته ی هنر باشید دختر یا پسر خوبم هیچ گنجی بهتر از یک تیپ عجیب و غریب و هیچ عزتی بالاتر از اینکه موهایت را دم اسبی ببندی، وجود ندارد. ناصحم گفت: که جز تیپ چه هنر داشت هنر؟ گفتم: ای ناصح عاقل هنری بهتر از این فوق به چه درد می خورد؟! مهم تیپه، که آخرشی.

متولدین مهرماه : متولدین مهرماه، یا پسرند یا دختر (البته یک سری موجودات دیگر را هم شامل می شود، که مد نظر ما نیستند)، دخترها بعد از گرفتن لیسانس در کارگاههای قالیبافی مشغول به کار خواهند شد و پسرها اگر پشتکار داشته باشند، به شاطر خوبی تبدیل می شوند. بنابراین خانمها در رشته فرش و آقایان در رشته بسکتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

متولدین آبان ماه : تو احتمالاً یا ترانه پانزده سال داری و یا سکینه شانزده سال و یا اصغر یازده سال، پس توصیه می شود که هر وقت به سن قانونی رسیدید، بروید سراغ این جور امتحانها، فعلاً شیرتان را بخورید.

متولدین آذرماه : ای جووونمم….. عجب اختر بختی دارید آذریها! پسرهای متولد آذر، روز امتحان عاشق می شوند و شکل خانه های سیاه پاسخنامه بی شباهت به قلب (نیزه اش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی با هوشن واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلی در یک رشته نیمه پاره وقت شبانه با مدرک معادل، تحت نظر دانشگاه پیام نور (البته با گواهیISO هفت و هشت هزار) قبول خواهید شد. لابد توقع دارید تحویلتان هم بگیرند. (مواظب خودت باش نابغه!)

متولدین دی ماه : دوست عزیز متأسفانه طالعتان خیلی بد است. شما یا شش سال پشت کنکور می مانید یا هشت سال. اگر شش سال پشت کنکور ماندید که حتماً دوسال دیگر هم خواهید ماند و سال هشتم قبول می شوید، ولی روز اعلام نتایج دچار عارضه قبلی (منظور همان قلبی است) خواهید شد و جان به جان آفرین تسلیم خواهید کرد. با توجه به هزینه زیاد کفن و دفن خواهشمندیم روی دست پدر و مادر خرج نیندازید، ما همین جوری شما را دکتر قبول داریم!! 

متولدین بهمن ماه : متولدین این ماه باید قبل از اینکه صبح زود از خواب بیدار شوند، توی رختخواب نرمش سنگین انجام داده، بعد 35 دقیقه خمیازه بکشند (کمتر از حد اعتیاد) و مجدداً بخوابند. این کار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهید تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهید. قبولی شما را آن هم با رتبه تک رقمی تضمین می کنیم.

متولدین اسفند ماه : عزیز دلم، اسفند، بدترین زمان ممکن برای به دنیا آمدن است، ـ آخه، عزیز من،ماه قحطی بود ـ چون امتحان کارشناسی ارشد در این ماه برگزار می شود. پسرهای متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در ریاضی پس از چند ترم آب خنک خوردن در پژوهشکده ی ماهانی به همان مدرک لیسانس راضی می شوند و دختر خانمها اگر کمتر سریالهای بیمزه تلویزیون را نگاه کنند، قبولی ارشد جلوی پای آنهاست، اگر نمی بینند به چشم پزشک مراجعه کنند.